رفت / به اندازه ی روزهای من ، رفت / اکنون دیگر کهنه شده / به یادش ، خاطره ای تلخ را به یاد می آورم حال این روزهای من را می خواهی / شاید (( خوشبین ….. امیدوار ……. بدبخت …….. نا امید )) / شاید خسته از راهی که آمده ام ، بی قرار از جایی که ایستاده ام ، نگران از روزهای نزدیک و امیدوار به آینده ای کما بیش دور / شاید پشیمان از انتخاب ها ، تلاش گر برای درست دیدن و تشنه برای هر اتفاق پیش رو خبر ها ، این روزها ، دقایق را می شمارند ، لحظه ها را سپری می کنند تا بگویند ، فصل تغییر می کند / باد ها ، این اوقات می وزند تا بگویند ، زمان برچیدن ست
—————————————————————
من ِ این روزها ، در حال کند و کاو زنده گی ست / کمی گوشه نشین شده ، کمی نا پیدا ، کمی خشن و البته بسیار کم حرف / دیگر زمان ، زمان دیگری ست / رسم و حال نو ، در لحظه ی (( نیکو و دگرگون گشتن شیوه ی زنده گی مان به بهترین شکل ))
87 سال میانه ای بود / اتفاقات زیادی را تجربه کردم / آدم هایی را شناختم ، زنده گی هایی را لمس کردم ، و بسیار دیدم و کم خواندم و شنیدم
باز هم مثنوی اولین انتخاب و خوانده ی من بود و هست / کافه پیانو ، گتسبی بزرگ ، حسد ، پرنده ی خارزار و چند کتاب کوچک دیگر را خواندم / کافه پیانو روزنوشته های مردی ست که تنها یک گل گیسو دارد و بس / چیز جذاب دیگری نداشت / گتسبی برزگ را من نفهمیدم / یا من خیلی پرت بودم سر این کتاب یا عنوان 2مین رمان بزرگ قرن 20 دروغ بوده / پرنده ی خارزار ، یک رمان کاملن کلاسیک و درگیر کننده بود / تجربه ی یه زنده گی سخت و زیبا / حسد هم تجربه ای نو بود از آقای متن و دیالوگ ایران ، استاد کیمیایی عزیز / می دونم کلی قحش و نفرین و انگ به من نسبت دادین الان ، ولی من هنوز هم سر حرفم هستم که ( دوست داشتن آقای کیمیایی یه امر کاملن نسبی ست ، همون جوری که خانم ها از تهمینه میلانی خوششون می آد )
من زیاد دیدم / لیستش خیلی بلنده / تنها می خوام بگم : بنجامین باتن رو دوست داشتم ، چون یه داستان تیم برتون وارانه بود که از ذهن یک عضو باشگاه مشت زنی گذر کرده بود / شوالیه ی تاریکی رو تحسین کردم ، به خاطر ژوکر بی اندازه خبیث و دوست داشتنی ش / از دعوت خوشم اومد ، به خاطر تمام سکانس هایی که به شعورم توهین نکرد و باز هم یه حاتمی کیا – این بار از یه شکل دیگه – تحویلم داد / و (( درباره ی الی ….. )) به خاطر تمام ساده گی و صداقت و واقعی بودن تمام لحظه های فیلم / و خیلی فیلمای دیگه که دیدم و لذت بردم و الان کمی بی حافظه شدم تا اسمشون یادم بیاد و نیومد
نمایش های بدی ندیدم / بهترینش بدون شک (( یرما )) بود برای من / با تمام لذت های نمایشی – متنی – تصویری نابش و همچنین وجود دوستی که ازش بابت تمام واژه های آرامش وارانه ش ممنونم / تجربه ی نو (( متابولیک )) و چندین و چند لحظه میخکوب شدن / نمایش (( ماچیسمو )) و تجربه ی چند لحظه چریک بودن / (( کرگدن )) که تنها یک مهدی هاشمی همیشه بی نظیر داشت و یه احمد ساعت چیان باور نکردنی / و ……. / شاید این روزای آخر (( شکار روباه )) استاد رفیعی
شنیدنی های جالبی شنیدم / مجموعه ی (( ابرها )) ی هرمس ، که تلفیق بهترین های یک انشاراتی خوب بود / (( مولویه )) ی استاد ناظری ؛ که زیبا بود و روح نواز / 2 آلبوم (( همایون شجریان )) همراه با دیدن و شنیدن همین آلبوم ها در اولین کنسرت مسقل ش / و شاهکار بی نظیر (( سیامک آقایی )) سنتور نواز گروه (( راه ابریشم )) / یه کوئینتت – 5 نوازی – سنتور کاملن سحر کننده به اسم (( ز بعد ما ))
این ها نقطه های برجسته ی زنده گی امسال من بودند / با اندکی کم گویی – که درد مزمن این روزای من شده – / توی این سال جلاد صفت ؛ که عزیز ترین انسان زنده گی منو گرفته – و من هنوز نمی دونم چه جوری ؛ چه کاری باید بکنم – ، من 3بار بغضم رو شکستم /
به امید 3 هزار بار خندیدن با تمام دوستان زنده گی ها مون و هیچ بار نترکیدن بغض هامون تو تنهایی ها
88 بار ، سال 88 مبارک



6 comments
Comments feed for this article
14/03/2009 روی 18:15
شقایق
به امید ….همه چی …
14/03/2009 روی 19:42
آرامشگر خيال
سلام عزيز صميمي
اين نقطه هاي برجسته ي زندگيت كه ازشون نام بردي/اينجوري ها هم كه تصور كردي/ و نگاشتي/ كم نبودند/شايد خيلي بيشتر از اوني بودن/كه خيلي ها/هنوز تجربش نكردن!…پس 88 بار شايد جلوتري از بقيه/و…./ اميدوارم فقط بي قرار باشي/خوشبين/و…اميدوار/با 1كوله/پر از جنس قشنگ بهار/تو اين روزاي آخر سال/ و ديگه هيچ ته مونده اي نتونه دوباره افكارتو به هم بريزه….آمين.
اميدوارم من/بعد از تو/اولين كسي باشم كه/88 بار/سال 88 رو بهت تبريك ميگه/ و برات آرزوي بهترين ها رو مي كنه به اندازه ي بي نهايت…
………
شاد باشي زبردست و به خاطر قلم شيوات بهت تبريك مي گم.
15/03/2009 روی 17:25
میم
16/03/2009 روی 14:08
یه روزی. یه جایی. یه کسی
و من نیز هزاران هزار بار سال جدید را برایتان سالی پر از شادی و آرامش و نام و یاد خدا آرزو میکنم ….
سالی که در آن آرامش را بیابید و دل خوش باشید .
انشالله .
01/04/2009 روی 12:53
مهساي خط فاصله
هميشه اينجا رو مي خونم ، نوشته هايي كه از دل مياد مسلمه كه به دل مي شينه..دلتنگيات سادگيت و حال و هوات برام قشنگه&به خاطر عادت هاي سبز انساني ت بايد ستودت،دوست عزيز..
درود
06/05/2009 روی 15:01
*
maaaaaaaaaahiaasho* ** *