مرا ببخش که جز دل پريشاني چيزي برايت نداشتم / مرا ببخش که حرف گفته را نگفته گذاردم و آن گاهي گفتمش که دير بود / مرا ببخش که يادم اين گونه آزارت مي دهد / من از خود گذشته ام
مرا ببخش که هميشه مي گويم دوستت دارم / مرا ببخش اگر مي بينم که نيستي و باز هم از آن چه نبايد ، مي گويم / مرا ببخش اگر دل داده گي ات را براي خود مي خواهم / من مرده گي مي کنم
مرا ببخش که دل تنگ ات هستم / مرا ببخش که سخن از دل مي گويم / مرا ببخش که به وجود کس ديگر حسودي مي کنم / مرا ببخش نمي توانم ز ياد ببرمت / من آدميزاد گونه زيست نمي کنم
مرا ببخش که مي گويم مي خواهم باشي / مرا ببخش که مي خندم وقتي هستي / مرا ببخش اگر وقت بودنت چيزي جز دل داده گي نمي گويم / مرا ببخش اگر از نبودنت ناراحتم / من يک ديوانه ام
مرا ببخش که برايت نگرانم / مرا ببخش که وقت پريشاني ات از خود بيخود مي شوم / مرا ببخش اگر هر لحظه از روحت ، جسمت و حالت خبر مي گيرم / من آن يار بي غم نيستم
مرا ببخش / خواهش ام زياد ست و وقت َت اندک / ببخش و ……….. ( نمي دانم مي پذيري يا …؟)
پ.ن : هرگز رها ز من نخواهد شد این پندار بودنت ، ای همه یادهای بودت – در عین حالی که نبودی هرگز – زیباترین لحظه های نفس َم



21 دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته
20090119 در 2112
شيوا
هرگز رها ز من نخواهد شد این پندار بودنت / زیباترین لحظه های
نفس َمي/مرا ببخش که مي خندم وقتي هستي / مرا ببخش اگر وقت بودنت چيزي جز دلدادگي نمي گويم / مرا ببخش اگر از نبودنت ناراحتم / من يک عاشقم/ عاشقي كه اين روزها/ ديوانه مي خوانندش!!
………..
مرا ببخش که جز دل پريشاني / شايد/چيزي برايت ندارم…
به جرم كدامين گناه در كوچه هاي جواني/ مستوجب بخششي/ جان من؟!!
20090120 در 0235
لیدا خانوم تصویرگر
این متن واسه اونی که دوسش داشتی نوشتی ؟ همونی که مربوط به سالهای درسو تحصیل بود ؟
20090120 در 0823
آرامشگر خيال
قشنگ مي نويسي/ خيلي دلي مي نويسي/ به قولي!!!
به اميد روزي كه روزگارت سبزتر از بهار/ دلت/ شادتر از لحظه هاي رسيدن به آرزوهاي بزرگ/ و همدمت؛ هموني باشه كه لياقت اين همه مهر بي رياي ترو داشته باشه/….
آمين!
20090120 در 0919
یه روزی. یه جایی. یه کسی
ببخش اگر همیشه نگرانتم و تو را هم نگران میکنم…..
ببخش اگر نباید باشم و هستم……
20090121 در 0913
شيوا
…مي دانم روزي خواهد آمد كه از پشت خاطرات مدفون شده/ ياد اين همه مهرباني خالص فراموش شده/ ديوانه ات كند/ تا سر حد جنون/ اما ديگر دير شده/ خيلي دير/
همه ي دل نوشته هاي به ياد ترا/ نه ديگر به تو/ كه به دستان باد سپرده ام/ راست مي گفتند كه دوست داشتن كسي كه شايسته ي آن نيست/ اصراف در محبت است!!!
مي گذارم و مي روم و اين بار مصمم/ مصمم/ مصمم مي روم/ حتي خداحافظي هم نخواهم كرد/ با توئي كه دير شناختمت!!
…………………………
كل مطالب پيوندهاتو/ مي خونم/ هر روز/ تا جائي كه فرصت كنم/ خيلي خوب مي نويسي/ خيلي…
موفق باشي.
20090121 در 0946
شيوا
من از هواي جاده دلگيرم…/ اي كاش همه ي راهها/به پيوندهاي سبز سبز سبز/ ختم مي شدند/ اي كاش!!!
دلشوره هاي مكرر/ در دل من/ از من/ مني ساخته/ ويرانتر از آوار/ كسي ساخته آماده ي هر تن لرزه اي تازه/ مي ميرم و زنده مي كنم/ تنها ديگري را/مني شده ام قرص و استوار/از پس اين همه ويراني/ اما ياد مي گيرم/ياد مي گيرم/ باز هم 1 تجربه ي تازه/ اي كاش سبز بماند/ اي كاش…
خسته ام از اين همه دلتنگي تمام نشدني!!
20090121 در 2244
sharmin
yade shere maryam heydar zade oftadam…
20090121 در 2245
شيوا
همه چیز محیاست / باکی از پیچ و خم جاده نداشته باش / سفر رو شروع کن (باور نمي كنم)
20090124 در 0950
شيوا
غمگين نيستم ، خوشحالم، می نویسم تا احساس کنم خوشحال ترم!!!
20090124 در 1020
reza
salam
koo aksaye nafez
in neveshte por bood az nostalojie eshgh ZIBA
be man ham sar bezan
shad bashi
20090128 در 1243
یه مهربون
حرفات خوندنیه والبته غمباز
و صدالبته وبه قوله ارامش گر خیال …….. دلی
واقعانا
این دل چه ها میکنه
دوست ندارم ببینم این همه بی تابی میکنی
20090131 در 2326
مهساي خط فاصله
ازم نخواه چيزي در مورد حال و هواي اينجا و عكس ها و نوشته هات بنويسم چون بدجوري تن و دلم به لرزه مي افته با ديدن اينهمه احساسات به روز و زنده
راستيتش اينه كه بدجوري از احساساتت در حين نوشتن مي ترسم ..
20090403 در 1644
ناشناس
salam yade eshe az dast raftam ofadam va ashkham sadeghane sarazir shodand be khatere in hes mamnoonam
20100124 در 2103
vqh
به یاد گل ممدی باغچه امان که پژمرده گشت
20100124 در 2107
رضا
قشنگ می نویسی
اونروز که یارم رفت نوشتم: ای کاش میشد هجرتت را تعبیری کرد واز رفتنت درغروب تلخ آرزوهایم آهنگی ساخت
نمیدونی دلم آتیش میگیره وقتی نوشته هاتو می خونم
20100125 در 1157
سوگند
رفتم…
مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهی به جز گریز برایم نمانده بود…
این عشق آتشین پر از درد بی امید
در وادی جنون و حسرتم نشانده بود…
ممنون عزيزم واقعا زيبا بود
20101007 در 1428
مریم
کاش اون کسی که این را براش نوشتی درکش را هم داشت.اما افسوس…………
20101007 در 1431
غزل
برام بمون ، بهونه باش برای دل سپردن/نزار که آرزوم بشه یه روزی بی تو مردن
20101007 در 1436
غزل
.انجه که از دل براید لاجرم بر دل نشیندممنون گلم زیبا نوشته بودی
20110525 در 1122
محسن
روزی روزگاری روزگارانی در میان جمعه بازار جوانی هوار می کردم
دلی فروشی دارم چه کس خریدار است ؟ از میان آن جماعت بی دل تو پای
پیش نهادی به شرط چاقو اما ……..
عجب زمانه بی مانندی .
به یاد روزهای بودنم
20110525 در 1133
محسن
این روزها روزهای عجیبیست نوک قلم تازگی ها زیر فشار انگشتانم مرتب می شکند، این روزها آرزوهای من چقدر کوچک شده اند
درست مثل آرزوی داشتن یک سیب این روزها ……